تبليغاتX
بازاریابی شبکه ای
تجارت الکترونیک با وست ویژن

دلایل شکست برخی شرکتهای  (Network Marketing) را میتوان به شرح ذیل دسته بندی کرد:

v مدیریت بی تجربه

v سرمایه ناکافی

v پخش کننده های ناکارآمد

v عدم توانایی در جذب پخش کننده ها

v طرح پورسانت دهی نا مناسب

v محصول نامناسب

v عدم منحصر به فردی

یک یا چندتا از عوامل فوق موجب شکست شرکتهای NMمی شوند.

اما به نظر من بدترین حالت وقتی است که یک شرکتNM با وجود تیم مدیریت قوی، سرمایه کافی، طرح پورسانت دهی مناسب، روشهای آموزشی قوی برای پخش کننده ها باز هم شکست می خورد؛

زیرا محصول نامناسب تولید می کند.

من به تجربه سی ساله خود در این تجارت این موضوع را بارها دیده ام. در واقع بسیاری از شرکتهای NM نتوانستند یک محصول تجاری خوب را به بازار معرفی کنند،بطوریکه نظر مردم به سوی آنها جلب شود.

در سوی دیگر شرکتهای بسیاری هم با مدیریت نه چندان قوی،سرمایه کم،پخش کننده های غیر مجرب و یک طرح پورسانت دهی متوسط رشد بسیاری کرده اند چون محصول مناسبی به بازار عرضه کرده اند.

محصولات مناسب میتواند بسیاری از ضعفهای یک شرکتNM را پوشش دهد.مشتری میتواند مدیران بی تجربه و پخش کننده های ضعیف را فراموش کند به شرطی که از محصول واقعا راضی باشد.شرکتهای موفق معمولا یک تیم تحقیق و توسعه محصول دارند.این تیم یک نکته کلیدی آنهاست.

بیاد داشته باشید هیچ شرکتی عاری از اشتباه نیست.اما معمولا شرکتهای موفق پیوسته در حال بهبود مدل تجاری خود هستند.امکان دارد پیشنهادهای شما کمک ارزنده ای به مدل تجاری آنها نماید که به نوبه خود منجر به بهبود تجارت خود شما میگردد.

توضیح :

مایکل شفیلد رییس انجمنMLM است.او و همکارانش به توسعه بسیاری از شرکتهای NM و MLM کمک کرده اند.وی تا بحال بیش از 300 طرح پورسانت دهی طراحی کرده و به فروش بیش از 200 محصول جدید به روشNM در سراسر جهان کمک کرده است. آقای شفیلد سخنران میهمان دانشگاه ایلینویز ،تگزاس ، برکلی و هاروارد است.

نویسنده : مایکل شفیلد

مترجم : مهندس سبزی

منبع :www.entrepreneuer.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

متن زير متن سخنراني آنتوني رابينز براي جمعي از افراد افسرده و نااميد بيمارستاني در مريلند ايراد شده است. رابينز در اين سخنراني صراحتا مي گويد كه داشتن احساسات منفي چيز بدي نيست:

 

روزي زماني كه خيلي كوچك بودم يك شب مادرم از من خواست تا از حياط پشتي يك ظرف بياورم. آن موقع از حياط پشتي مي ترسيدم. اما مادرم گفت كه بايد شجاع باشم. به او گفتم كه مي ترسم و مادرم گفت: «شجاعت يك احساس نيست! عمل است كه شجاعت را ثابت مي كند!» و من در حالي كه تا حد مرگ مي ترسيدم و تقريبا تمام مسير را مي دويدم شجاعانه موفق شدم در دل تاريكي ظرف را پيدا كنم و براي مادرم بياورم.

به من گفتند كه خيلي از شما به دلايلي كه متفاوت است دجار ياس و نااميدي شديدي شده ايد براي من گفته اند كه خيلي از شما حتي همين الان هم با همين احساس منفي افسردگي و ياس شديد دست و پنجه نرم مي كنيد. بعضي از افراد فاميل، شما را بر خلاف ميلتان اين جا آورده اند تا افسردگي و ياس و نااميدي شديدي كه بر شما حاكم شده معالجه شود. خلاصه همه معتقدند كه نوميدي و ياس چيز بد و منفي و نامناسبي است و بايد به هر قيمتي كه هست از وجود شما دور شود. يكي از دوستان نزديك من اينجاست و از من خواست تا براي شما صحبت كنم تا بلكه از اين احساس منفي شما را خلاص كنم. اما من اينجا به شما مي گويم كه احساس منفي اصلا چيز بدي نيست و برعكس حامل يك پيام مهم است كه بايد به جاي درجازدن و كلنجار رفتن با اين احساس، به اين پيام مهم گوش بدهيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

 

زندگي فقط فرصتي است براي تعالي، براي بودن، براي شكوفا شدن.

اوشو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

يك پيشرفت هرچند كوچك بهتر از اين است كه هيچ كاري انجام ندهيم، زيرا پيشرفت هاي كوچك به مرور به پيشرفت هاي برگتري مي انجامند.

يك تشويق حتي به نظر بي اهميت خيلي بهتر از تشويق نكردن است. فقط كافي است كمي فكر كني كه اين تشويق ممكن است چه معنايي براي ديگران داشته باشد.

امروز فرصت داري كه جهان را به مكاني بهتر و زيباتر تبديل كني. شايد هيچ كس توجه نكند، اما يك عمل كوچك در عين حال مثبت تو مي تواند تاثير مثبت بسيار بزرگي داشته باشد، زيرا مي تواند يك قدرت مثبت خلق كند.

پيشرفت هاي كوچك نيز پيشرفت محسوب مي شوند. كوچكترين گام به سوي مقصد تو را به هدفت نزديك تر مي كند، خيلي نزديك تر از آن چه كه هيچ كاري انجام ندهي. هنگامي كه مي تواني گام هاي بلند برداري، هرطور شده اين كار را انجام بده اما اگر نمي تواني، پس هر قدمي را كه ميتواني بردار، هر پيشرفتي مي تواني ايجاد كن و هر محبتي كه مي تواني هديه بده. از اين كار تو نتيجه مثبتي ايجاد مي شود و در ادامه شاهد تغييرات بزرگتري خواهي بود. حتي كوچكترين گام هم در راهي بزرگ قرار مي گيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

چرا فلانی رفت !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

حتماْ همگی این داستان رو شنیدید که میگن: یه روز یک گنجشکی روی یک درخت سرو بلند نشست و بعد از مدتی خواست پرواز کنه ، به درخت گفت: ای درخت حواست باشه و محکم باش که من می خواهم پرواز کنم. درخت گفت اون وقتی که نشستی من متوجه نشدم حالا که می خواهی پرواز کنی که دیگه هیچ. فکر می کنم این داستان به نوعی داره توی شرکت ما هم اتفاق می افته. چندین بار و از چندین نفر شنیدم که می پرسند: اگه شرکت شما خوبه چرا فلانی رفت؟

نکته خیلی جالبیه. معمولا آدما مطالب رو اونطوری که دوست دارند بیان می کنند .یه ضرب المثل قدیمی میگه « همیشه کسی که یک طرفه میره به قاضی راضی برمی گرده .اگه کسی بیاد بهتون بگه من داشتم توی پیاده رو راه می رفتم و  یکی بدون دلیل محکم زد توی گوشم شما باور می کنید!!!؟ مطمئناْ اولین جمله شما این خواهد بود که: مگه الکیه که کسی بی دلیل بزنه توی گوشت؟؟؟

فکر کنم تا حدودی مطلبی که می خواهم بگم براتون روشن شده باشه. آری دوستان، شرکتی که در اون در حال فعالیت هستیم یکی از بهترین های نتورک ایرانه. با مدیریتی بسیار با ایمان و با خدا که تا اونجایی که من می دونم و ایشون رو می شناسم اهل این کارها نیست که بخواهد به نا حق به کسی ظلم کند و از موقعیت و مقام خودش سوء استفاده نماید. ( این حرف شخص خود من نیست این موضوع را از خیلی ها شنیدم .من بدون تحقیق هیچگاه حرفی را نمی زنم.(

و اما افرادی که به هر دلیلی جایگاهشان بلاک شده و دیگر اجازه فعالیت در این شرکت را ندارند شک نکنید که هر کدامشان با دلایل و مدارکی معتبر به این مرحله رسیده اند. جالب اینجاست که اینان حکایتشان همان حکایت پرنده است که اصلاْ نشستن و پرواز کردنش برای درخت مهم نبود. آخه شرکت به این بزرگی و معتبری احتیاجی به این افراد نداره که هر کدام به نحوی برای شرکت مشکل ساز باشند.

یکی از موقعیتش سوء استفاده می کند ، یکی فقط پول را می بیند، و دیگری عده ای را به امان خدا رها کرده و می خواهد که مجموعه برایش کار کنند و خودش هم در یک نت دیگر فعالیت کند و آخر هفته بیاید و ای بانک هایش را بردارد و ...

دیگران هم بجای اینکه بپرسند چرا شرکت، فلان شخص را اخراج کرد و دیگر اجازه فعالیت به وی را نمی دهد می پرسند  :

چرا فلانی رفت !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

منبع: وست ویژن کاشان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
۱-برخي از افراد به دليل تحصيلات و تجربيات اندكي كه دارند نمي توانند موفق شوند.

 

2-افراد موفق دچار اشتباه نمي شوند.

 

3-براي رسيدن به موفقيت بايستي روزانه 6 ساعت و يا حتي بيشتر كار كنيد.

 

4-اگر قوانين را در جهت منافع خود اجرا كنيد به موفقيت مي رسيد .

 

5-اگر در راه رسيدن به موفقيت از كسي كمك بگيريد اين ديگر موفقيت نيست.

 

6-براي رسيدن به موفقيت بايد خيلي شانس داشته باشيد.

 

7-تنها در صورتي به موفقيت رسيده ايد كه پول بيشتري در بياوريد.

 

8-تنها در صورتي ميتوان گفت كه موفق شده ايد كه همه شما را بشناسند.

 

9-موفقيت هدف است.

 

10-اگر براي يك بار هم كه شده موفق شوم ديگر مشكلي نخواهم داشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
 

حقیقتی کوچک برای 100% ساختن زندگی

 

اگر:

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

 

برابر باشد با:

1 2 3 4 5 6 7 8  9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 

کار سخت HARDWORK

H+A+R+D+W+O+R+K

8+1+18+4+23+15+18+11=98%

 

دانش KNOWLEDGE

K+N+O+W+L+E+D+G+E

11+14+15+23+12+5+4+7+5=96%

 

دوست داشتن LOVE

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

 

خوشبختی LUCK

L+U+C+K

12+21+3+11=47%

(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد خیلی مهم است ؟ )

پس چه چیز 100% را میسازد ؟

 

پول ؟ ... نه !!! MONEY

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25=72%

 

راهبری ؟ ... نه !!! LEADERSHIP

L+E+A+D+E+R+SH+I+P

12+5+1+4+5+18+19+9+16=89%

 

هر مسئله ای راه حلی دارد

 

تنها اگر نگرش مان را تغییر دهیم .

 

به قسمت بالا برگردید , به 100%

 

واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیشتر رفتن احتیاج داریم ...

 

 نگرش ATTITUDE

A+T+T+I+T+U+D+E

1+20+20+9+20+21+4+5=100%

 

این نگرش ما نسبت به زندگی و کار است که زندگی را 100% می سازد !!!

 

نگرش تان را تغییر دهید , تا بتوانید زندگی تان را تغییر دهید !!!

 

حالا شما جواب سئوال را می دانید ...

 

چه کاری انجام خواهید داد ؟  

 

 نگرش همه چیز است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
 

آینده اتفاق نمی افتد بلکه ساخته می شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

راه ورود به بازار عراق از وست ویژن می گذرد

 

 

لینک زیر مصاحبه ای می باشد که آقای اسماعیلی با سفیر محترم عراق انجام داده وامروز در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است این گفتگو به بررسی حضور سر مایه گذاران، فرصتها و چالشهای پیش رو در بازار عراق پر داخته  که خواندن آن خالی از لطف نیست.تیتر مطلب     وب لاگ هم به این جهت برگزیده شده است که مسئولان بدانند با امکانات وست ویژن ورود قدرتمند به بازار عراق ممکن می شود و بازاریابان نیز متوجه بازار بکر کشور همسایه جهت فروش کالای خود شوند...

 

 

http://www.etemaad.com/Released/86-07-19/278.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
 

مردان بزرگ آرزو های بزرگ در سر دارند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

مقدمه

هدف چیست و داشتن آن چه ضرورتی دارد؟ یک هدف چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ آیا هدف باید کمی باشد یا کیفی؟ چگونه می‌توان هدفی را انتخاب کرد؟ بعد از آنکه هدف خود را انتخاب کردیم، در ارتباط با آن لازم است چه کاری انجام دهیم؟ و ...

در یک تعریف ، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده داشته باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت‌مان را در آینده تعیین کنیم،‌ ناچار محیط پیرامون‌مان ، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند. آنچه که محیط بر ما حکم می‌کند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد. پس چه بهتر که خود ، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش در حرکت باشیم.

ضرورت داشتن هدف

انتخاب هدف ، یکی از ضرورت‌های زندگی است که اگر آگاهانه انجام نشود، نا‌آگاهانه صورت خواهد گرفت. یکی از ضرورت‌های انتخاب هدف ، این است که تمرکز ذهنی را به همراه خواهد داشت. داشتن ذهنی متمرکز ، یکی از شرط‌های لازم برای موفقیت است. یک ذهن متمرکز قدرت تفکر و خلاقیت دارد و پر از انرژی است، بنابراین می‌تواند در مسایل کنکاش کند و اعماق آنها را ببیند. نقطه روبروی ذهن متمرکز ، یک ذهن آشفته است. با یک ذهن آشفته نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم و تمام انرژی‌مان صرف کارهای بیهوده می‌شود.

دلایل عدم موفقیت با یک ذهن آشفته

  • یک ذهن آشفته ، لبریز از ایده‌های گوناگون است که ممکن است با یکدیگر متضاد باشند. بنابراین پرداختن به یک ایده ، دیگری را خنثی می‌کند و هر دستاورد ، دستاورد دیگری را از بین می‌برد.

  • در یک ذهن آشفته ، یک خط فکری به صورت ممتد جریان ندارد. یک فکر می‌آید و بعد توسط فکری دیگر قطع می‌شود و پس از مدتی که شخص از مسیر اصلی فکری خود ، منحرف شد، به یاد می‌آورد و مجددا ذهنش را روی موضوع متمرکز می‌کند. برای رسیدن به گنج ، لازم است که زمین را تا رسیدن به آن حفر کنیم. کسی که ذهنی آشفته دارد، همانند جوینده‌ای است که پس از کندن چند وجب از خاک ، نقطه دیگری نظرش را جلب کرده و جهت کندن آنجا ، از کارش دست می‌کشد.

  • در یک ذهن آشفته ، ارزش‌ها مرتب عوض می‌شوند، زیرا حاصل تجربه و فراست نبوده‌اند. شخص با یک ایده روبرو شده و آن را به عنوان ارزش می‌پذیرد. سپس با ایده دیگری روبرو می‌شود و آن را به عنوان ارزش جدید می‌پذیرد.

  • در یک ذهن آشفته، شخص نمی‌تواند از کارهایش دفاع کند، زیرا آنها را با معیار و دلیل محکم و روشن ، انتخاب نکرده است.

  • کسی که یک ذهن آشفته دارد، ثبات شخصیت ندارد، بنابراین محیط بر او تاثیر می‌گذارد. با از دست دادن یک چیز کوچک ناراحت و اندوهگین می‌شود و با بدست آوردن یک چیز کوچک غرق شادی می‌شود. هیجانی است و احساساتش کاذب می‌باشد.

  • از یک ذهن آشفته ، عمل نمی‌بینیم. بلکه یک‌سری ایده است که معمولا تا عملی ‌شدن فاصله زیادی دارند و امکان رسیدن به آنها نیست.

  • کسی که ذهنی آشفته دارد، قدرت اراده ندارد. داشتن اراده ، نیازمند ثبات است. تا زمانی به عهد خود پایبند می‌مانیم که اصل آن را پذیرفته باشیم و آن اصل، برایمان مهم و با ارزش باشد. وقتی که شخص ، قدرت ثبات را از دست داد، دیگر نمی‌تواند برسر عهد خود باقی بماند.

  • کسی که دارای ذهنی آشفته است، توان تصمیم‌گیری ندارد و دائما از محیط و دیگران تأثیرپذیر است و در برابر آنچه به او عرضه می‌شود از جمله تبلیغات، مغلوبه است.

  • یک ذهن مشوش ، نمی‌تواند انرژی‌هایش را حفظ کند بنابراین زود خسته می‌شود و با رسیدن به اولین نتایج و محصولات دست از کار می‌کشد و یا این ‌که نمی‌تواند خطاهای کار خود را پیدا کند، بنابراین دائما این خطاها را تکرار می‌کند.

  • کسی که دارای ذهنی آشفته است، در برابر مسایل، قدرت انتخاب و انعطاف را از دست می‌دهد.

ویژگی‌های هدف

هدف با آرزو تفاوت دارد. آرزو یعنی رسیدن به چیزی که آن را نداریم. ولی هدف یعنی آشکار کردن آنچه که داریم ولی هنوز ناپیداست. معمولا هدف با آرزو اشتباه ‌گرفته می‌شود. آرزو، ما را از واقعیت دور می‌کند و به توهم می‌کشاند و ذهن را اسیر و آشفته خود می‌کند. بنابراین بهتر است که از آن اجتناب شود. هر کدام از ما گنج‌های بی‌شماری در درونش دارد که لازم است که این گنج‌ها را استخراج و آشکار کند. گنج‌هایی همچون دانایی ، مهربانی ، آرامش ، اقتدار ، پاکی ، اخلاق نیکو ، حیاء و ....

این گنج‌ها که همگی حالتی کیفی دارند، می‌توانند با توجه شرایطی که در آن آشکار می‌شوند، تبدیل به نتایج و ثمرات عینی ‌شوند. برای مثال، آن‌کس که دانایی خویش را آشکار ‌کند، معلمی خواهد شد که تعالیمی را ارائه می‌دهد و شاگردانی را تربیت می‌کند تا این تعالیم را پاسداری کنند. آن‌کس که اقتدار خویش را آشکار کند، رهبری خواهد شد که یارانش را در راه رسیدن به هدف‌شان یاری می‌کند و به همین ترتیب همه گنج‌ها، دستاوردهای عینی و ملموس خواهند داشت.

تحقق هدف

تحقق یک هدف ، فرایندی است که در آن کیفیتی تبدیل به کمیت(هایی) می‌شود. این فرایند چهار مرحله دارد که عبارتند از: قصد ، مأموریت ، افق حرکتی و برنامه. هر کدام از این مراحل ، ویژگی‌هایی دارند و پرداختن به آنها شرایطی دارد.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/21ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
با دل موش حتی اگر پوست شیر هم بر تن کنی کاری از تو بر نمی اید
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/21ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

سوال: چطور انگيزه شخص را برای ورود تقويت نماييم ؟

جواب: بايد واقعيت را به طرف بفهمانيم و او را از وضعيتي كه در آن به سر ميبرد و خبر ندارد آگاه کنيم. بايد به او بفهمانيم كه نيازها و جهان با چه رشد تصادي اي از ما پيشي گرفته اند و ما چقدر عقب هستيم . جمله اي بگوييد كه ۱- طرف بد بودن وضع موجود را درک كند  ۲- بخواهد تصميم بگيرد كه شرايط خودش را عوض كند .

سوال: يكي از مسایل اين است كه ديگران ما را باور نميكنند چون تازه وارد هستيم و هنوز موفق نشديم ، راه حلش چيست ؟

جواب: ما يك پتانسيل نهفته در مجموعه داريم كه اسم آن پتانسيل جمع است . كساني كه شخصيت تاثيرگزار دارند و به سود رسيده اند را بياوريد تا كار پیگیری را انجام بدهند . يعني دوستان را جمع كنيد تا پیگیری گروهي داشته باشيم . اين كار نيم ساعت وقت هم نميبرد . پرزنتر بايد خودش تاريخ پیگیری را در جلسه معرفی کار تنظيم كند و برود . اين خيلي خوب است .

سوال: يكي خودش پر از انرژي است اما دايركتهايش اصلا وقت نميگذارند چرا ؟

جواب: به دو دليل:

 ۱- افراد موقعي که کسي را ورودي ميکنند ، با گفتن يکسري جملات و كلمات اغراق آميز ، تعهدات طرف مقابل را كم مي‌كنند . مثلا ميگويند تو بيا و روزي نيم ساعت وقت هم بگذار يا تو بيا و بقيه اش را به من بسپار . اما بايد طرف را موقع خريد ، روشن كنيم و بگوييم كه با روزي يكي دو ساعت وقت گذاشتن هم امكانپذير هست ، اما براي اينكه نتيجه‌ دلخواه بگيري بايد خيلي وقت بگذاري مثلا فقط سه روز مرخصي بگيري تا آموزشهايت را تمام كني و ...  

 ۲- بايد Visionهايش را تقسيم بندي كنيم . بايد مشكلات طرف را جلوي چشمش بياوريم .  بايد آرزوهايش را به يادش بياوريم اما روي آرزوهاي خيلي بزرگ و دست نيافتني تاكيد نكنيم در عوض آرزوهاي قابل دسترسش را يادآوري کنيم . مثلا بگوييم : تو نميخواهي به جاي پيكان ، يك پرايد بخري ؟ يا تو نميخواهي بدون دغدغه خاطر سالي يك ماه مسافرت به خارج داشته باشي ؟

با تشکر از یکی افراد  موفق نتورک مارکتینگ

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/21ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

تا به حال شده مسائلی در کار و زندگیتون پیش بیاد که فکر کنین تحمل اونها از قدرتتون خارجه؟

یا تحمل اون براتون مثل شکنجه میمونه و خیلی آزارتون میده؟

و این مساله روی عملکرد و کارتون تاثیر بذاره؟

تو این موقعیت شما چیکار می کنین؟

دست از کار میکشین؟مجموعتون رو ول میکنین؟تو لاک خودتون فرو میرین ؟

شما چقدر به این اعتقاد دارین که خودتون مسیر زندگیتون رو تعیین میکنین؟حتی در سختیها و مصائبی که براتون پیش میاد؟آیا در شرایط روحی بد هم می توان راه موفقیت رو ادامه داد یا باید همه چیز بر وفق مراد باشه تا آدم بتونه پله های موفقیت رو طی کنه ؟

مطمئنا با آدمایی برخورد کردین که همیشه در حال گله و شکایتن و بقول معروف همیشه می نالن و منفی میدن...نظرتون راجع به این آدما چیه؟آیا شما علاقه مند به همکاری با همچین آدمایی هستین ؟

حالا آدمی رو تصور کنین که تو عمرش حتی ۱ بار هم منفی نداده !همیشه مثبت و شاد و پر انرژیه و حتی حاضر نیست منفیهارو گوش کنه!نظرتون راجع به این چیه؟آیا حاضر نیستین به هر قیمتی شده با این آدم باشین؟کار کنین و به تفریح برین؟

با تشکر از یکی افراد  موفق نتورک مارکتینگ

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/21ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
دو نفر کنار دریاچه ای با قلاب ماهیگیری می کردند.یکی از ان ها ماهیگیر حرفه ای و بسیار با تجربه و دیگری فردی مبتدی و تازه کار که با سگش برای ماهیگیری آمده بود.

ماهیگیر حرفه ای هر وقت یک ماهی به قلابش گیر میکرد صرف نظر از اندازه(بزرگ یا کوچک)ان را داخل سطلی که پر از یخ بود می انداخت تا پایان روز انها را به خانه ببرد.اما ماهیگیر تازه کار که اتفاقا"فرد خوش شانسی بود هر وقت قلاب را به اب می انداخت ماهی بزرگی را شکار میکرد.اما در مقابل چشمان حیرت زده ماهیگیر حرفه ای ماهی های بزرگ را جلوی سگش می انداخت تا بخورد و خودش فقط ماهی های کوچک و ریز را داخل سطل نگه می داشت!مدتی گذشت و ماهیگیر حرفه ای نتوانست ساکت بماند و دلیل این کار را از او پرسید:می توانم بپرسم چرا ماهی های بزرگ را هدر می دهی؟!هیچ می دانی صید این ماهی های درشت بزرگ ترین ارزوی هر ماهیگیری است؟ماهیگیر تازه کار اهی کشید و گفت؟من هم حیفم می اید!!!اما چه کنم که در اشپزخانه ام ماهی تابه کوچکی دارم که ماهی بزرگ در ان جا نمیگیرد!!!!!!!!!!! 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/20ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
زمان حرکت به سمت جلو،جزو دشوارترین کارهاست.پس تنها به ادامه دادن، فکر کنید. شما زودتر از کسی که پیشرفت برایش زحمتی نداشته ، به مقصد می رسید.

اگرمعتقید دستیابی به قله های مرتفع به آسانی صورت می گیرد، هرگز متوجه نخواهید شد فرآیند موفقیت چگونه انجام می پذیرد و میدان دید خود را بسیار محدود کرده اید. صعود در هر زمینه ای دشوار،وقت گیر و یشتر ملال آور است.

علت اینکه قله، جای شلوغی نیست این است که بیشتر مردم کارهایی که برای کسب موفقیت ضروری هستند،انجام نمی دهند. اگر برای ادامه دادن،نیاز به انگیزه دارید، زندگی نامه زنان و مردانی را که در دوران زندگی به جاهای بزرگی دست یافته اند، بخوانید. متوجه می شوید که آنها به این دلیل اینکه از رها کردن، امتناع کرده اند،پیروز شده اند. آنها بعد از این که مردم عادی دست از کار کشیدند و به خانه رفتند، به تنهایی به زحمت کشیدن ادامه دادند.(مردم عادی کسانی هستند که تا چند تا نه می شنون به همه می گویند: ما که دیگه سوییچ آف شدیم!!!)

رالف والدر امرسون می گوید: قدرت ما به دنبال ضعف های ما به وجود می آید.

تا رنج نکشیم، تحمل نیش نکنیم و مورد تهاجم قرار نگیریم،خشم همراه با نیروهای پنهان از ما ظاهر نخواهد شد.

کشمکش و تقلا ، شما را وادار می کند در پی غلبه بر فقر و فلاکت برآیید و شما را به سمت دستاوردهای واقعی سوق می دهد.هر تلاش خود را به عنوان فرصتی جهت افزایش رشد شخصیتی خود لحاظ کنید.خود تلاش، صرف نظر از نتیجه آن، شخصیت شما را می سازد. اگر می دانید راهی که می روید، صحیح است، در همان راه بمانید. هر چند که تمام دوستان و نزدیکان تان در مورد درستی تصمیم گیری شما مردد باشند. (تو کل خانوادتون کسی که مخالف باشه نیست، بعد چون بقال سر محل میگه این سیستم هرمیه بی خیال کارت میشی؟؟؟ برو از همون آقا بپرس هرمی یعنی چی؟؟؟ اگه تونست جواب درست بده!!!پس بدا به حالت که به حرف کسی گوش دادی که معنای حرف خودش رو نمی دونه.)

هنگامی که در آن موفق می شوید( و مطمئن باش اگر به آن بچسبید، موفق خواهید شد) همه آنها خواهند گفت که در آن ها از قبل می دانستند شما نیروی لازم برای موفق شدن در این راه را دارید. مگه تو نبودی که از این کار شب و روز بدی می گفتی؟؟؟)

با ارزوی موفقیت تمام وست ویژنیها

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/17ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

روزي شيوانا به عيادت يكي از دوستانش كه بيمار بود رفت و جوياي حال او شد. فرزندان بيمار گفتند كه طبق تجويز طبيب او بايد هر روز يك ظرف جوشانده تلخ به همراه چندين شربت شيرين بخورد و او هميشه با شربت شيرين شروع مي كند و بعد وقتي نوبت جوشانده تلخ مي رسد آنقدر تاخير مي كند كه وقت دارو مي گذردو تازه هنگام نوشيدن هم بخش زيادي از آن را پس مي زند. به همين خاطر چند هفته است كه بيماري اش خوب نشده است.

شيوانا تبسمي كرد و نظر دوستش را در اين مورد پرسيد. دوستش گفت: «شربتي كه اين ها مي گويند خودش به تلخي زهر است و تصور كن كه جوشانده چقدر مي تواند تلخ باشد. نوشيدن اين جوشانده ها هر روز براي من مايه عذاب شده و طبيب هم اصرار دارد كه درمان من در اين جوشانده ها نهفته است. به نظر تو چه كنم؟!»

شيوانا سري تكان داد و گفت: «هميشه صبح كه از خواب برمي خيزي، فرقي نمي كند كه بيمار باشي يا سالم! ابتدا كار هاي آن روز را بر طبق اولويت و سختي دسته بندي كن وهميشه سعي كن سخت ترين كار را اول انجام دهي. به اين ترتيب ديگر بار سنگيني آن را تمام روز با خودت حمل نمي كني!»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/11ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 

اگه معرفی کار گذاشتید و هنوز ورودی نگرفتین

اگه پیگیری کرده اید هنوز نتیجه نداده

اگه مجموعه تون اونجور که باید و شاید کار نمیکنه

اگه همه ی دوروبریاتون منفی میدن . . .

پس ادامه مطلب کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/11ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد


Nothing venture , nothing have

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/11ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
شما با رفتن در قسمت ادامه مطلب می توانید اطلاعاتی در مورد تجارت الکترونیک به دست میاورید.

و اگر هر سوالی در مورد ان دارید من در خدمت تمامی همکاران و دیگر دوستان هستم . 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/07ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
کولاک وست ویژن در

 

شیراز؟!یعنی چی؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/07ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
اگه تا حالا سر گردان بودی در زندگی حتما" ادامه مطلب را کلیک کن و بخون 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/05ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
تا حالا هر پیگیری را که انجام داده اید ایا از شما خرید کرده اند؟یا نه؟

پیگری یکسری اصولی دارد که اگر حتی یکی از انها را رعایت نکنیم با مشکل بر میخوریم!

كل كار ما در سيستم پيگيري است.

اولین و مهمترین عامل در پیگیری (انتقال باور و ایمان مهم تر از اطلاعات است)

۱.برای پیگیری در همان جلسه معرفی کار قرار تنظیم کنید.برای اینکه این کار موثر باشد تا انجایی که امکان دارد سي دي يا جزوه يا هر چيزي كه هزينه چنداني براي شما بر نداشته به شخصي كه كار را به او معرفي كرده ايد بدهيد تا با اين بهانه بتوانيد پیگیری را به راحتي انجام دهيد.

۲.قانون پیگیری بين ۲۴ تا ۴۸ ساعت است ولي بهتر ان است در همان ۲۴ ساعت انجام شود.

۳.دعوت كردن تلفني است پیگیری حضوري. به هيچ وجه تلفني پیگیری را انجام ندهيد.

۴.پیگیری بايد ۷ بار صورت گيرد.

۵.سعي كنيد براي پیگیری در خانه افراد نرويد ولي اگر هيچ راهي نداريد ارادي ندارد.اگر نرويد خوب تر است اگر رفتيد خوب است.

۶.خطرناك است اگر تنهايي براي پيگيري برويد.حتي اگر براي همه پيگيري انجام مي دهيد اين كار را نكنيد. من هم اگر بخواهم كسي را وارد كنم از بچه هاي مجموعه استفاده مي كنم.پيگيري تنهايي ممنوع؟؟؟!!!

۷.در صورت امكان كسي كه كار را معرفي كرده با كسي كه پيگيري انجام مي دهد بايد فرق داشته باشد يعني يك شخص هم كا را معرفي نكند هم پيگيري، تا فرد جديد با افراد بيشتري اشنا شود.

۸.اصلا" دروغ نگوييد حتي اگر اطلاع نداشته باشيد.نتورك وست ويژن بر پايه صداقت پيش ميرود نه دروغ.

۹.قبل از شروع پيگيري  حتما" با معرف صحبت كنيد و از خصوصيات اخلاقي ان اشنا شويد.

۱۰.در هنگام پيگيري مثبت صحبت كنيد .

۱۱.افراد را به هم معرفي كنيد .(اقا سعيد اقا علي از همكاران ما هستند كه زحمت كشيدن هم راه بنده براي رفع مشكلات شما خدمت رسيده اند.)

۱۲.نبايد زماني كه كسي صحبت ميكند وارد حرفهاي او شويم وصحبت هايش را قطع كنيم اين كار بي احترامي است.(خوب گوش دهيد)

۱۳.كسي كه پيگيري را انجام ميدهد بايد فقط مشكل را حل كند به هيچ وجه از بحث خارج نشود. خيلي صحبت نكنيد .(براي انجام بهتر اين مورد و درك ان سي دي ارتباط ۲ جانبه اموزش داده شود به افراد)

۱۴.جلسه پيگيري بيش از ۱۵ دقيقه نبايد طول بكشد ولي اگر مشكل زياد باشد بايد همه ي انها را حل كنيم و تا هر زماني باشد مشكلي ندارد.

۱۵.زماني كه همه ي مشكلات حل شد كسي كه براي پيگيري امده  بايد محل را ترك كند و از اين به بعد وظيفه معرف است كه ضربه آخر را بزند.

۱۶.هر كسي يك عنصري دارد از همان عنصر بايد باعث موفقيت افراد شويم.

۱۷.اصلا" اصلا" اصلا" از كسي خواهش يا التماس نكنيد و مغرور هم نباشيد.

(افراد از قدرت وست ويژن خبر ندارند ما كه با خبر

 هستيم بايد عزيزانمان را از اين قدرت مطلع سازيم)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/05ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
برای دیدن متن کامل ( بخشهایی از کتاب بهترین

نتورکر دنیا  نوشته جان میلتون ) روی ادامه مطلب

  کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/05ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط bazaryabishabakei  | 
فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست آوری...؟

بدست آور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/05ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط bazaryabishabakei  |