انشا الله از هفتهای اینده با تمام قدرت شروع به کار خواهیم کرد.
از همکاریتان متشکرم.
تصور كنيد شما يك تاجر ماهر هستيد و به تمام نوسانات بازار آشناييد. شما به خوبي مي دونيد كه چطور بايد تجارت كنيد! اما ناگهان ورشكسته مي شويد بدون اينكه تقصيري داشته باشيد و يا در انتظار ورشكستگي باشيد! شما در واقع تمام اتفاقات را پيش بيني كردين اما روزگار بر وفق مراد شما نچرخيده و اوضاع تغيير كرده! شما نا اميديد! چرا كه تمام ثروت خودتون رو كه نتيجه چند ساله شما بوده از دست داديد! حالا خانمي رو درنظر بگيرين كه همسرش تركش كرده! در چنين حالتي اين خانم دچار افسردگي شديد، منفي بافي، افكار بد و بد خلقي مي شه! شايد تاثير مشكلات احساسي به مراتب قوي تر از مشكلات اجتماعي و مالي باشه!
افراد در هنگام نااميدي رفتارهاي مختلفي از خودشون نشون مي دن! كمتر كسي مي تونه خيلي سريع خودش رو با شرايط وفق بده!
اما چرا دچار نااميدي مي شيم؟؟؟؟
آيا تابه حال فكر كردين كه چرا افراد دچار نااميدي مي شن؟ قطعا به دليل شكست!
وقتي تصميم به كاري مي گيريم و به آينده و هدفش فكر مي كنيم هيچ وقت دلمون نمي خواد به شكست فكر كنيم. چرا كه تصور شكست باعث مي شه كه ما متهم به منفي بافي بشيم حتي نزد خودمون!
آيا تابه حال شده در هنگام برنامه ريزي براي آينده راه حل دومي را هم براي خودمون طرح ريزي كنيم تا در صورت شكست برنامه دوم را دنبال كنيم؟
با استفاده از راه حل دوم از تنش ها و كنايه ها كاسته مي شه! تصور اين كه ما سريع مي تونيم برنامه جديد را جايگزين كنيم به ما آرامش مي ده و مارو به سمت موفقيت مي بره!
مسائل مالي قطعا تمام زندگي ما را نبايد تحت تاثير قرار بده. بنابراين با توجه به نوع مسئله و ارزش اون در زندگي بايد راه حل داشت و در واقع هر شب قبل از اين كه سر بر بالين بذارين براي فرداتون چندين برنامه داشته باشيد!
تنها آرزو كردن شرط نيست، تلاش براي تحقق آن هم شرط است.
چيزی رو بنويس که بتونی امضا کنی .
چيزی رو امضا کن که بتونی بهش عمل کنی
و در غير اين صورت نه چيزی رو بنويس و نه امضا در پای نوشته ای بزار .
به هدف هايي كه روي كاغذ نوشتيم فكر كنيم.
هدف داشتن یکی از مقوله های جدی برای موفقیت در زندگی به شمار می رود و معمولا تمام افراد در زندگی خود هدفی هر چند سطحی و مبهم دارند که برای رسیدن به ان تلاش می کنند در حقیقت رسیدن به هدف احساس موفقیت در فرد بوجود می آورد.
ما نیز هر کدام اهدافی داریم که آن را به صورت مکتوب در آورده ایم اما نکته اینجاست که چرا برخی از ما به اهداف خود می رسیم و گروهی دیگر (اغلب) از رسیدن به اهداف خود باز می مانیم ؟
در زیر به تعدادی از مهمترین مواردی که ما را از رسیدن به اهدافمان باز می دارد اشاره می شود:
۱ـ خود و تواناییهای خود را باور نداریم:
بسیاری از ما به دلیل داشتن تجربه مواجه شدن با موانع در راه رسیدن به اهداف قبلی باور کرده ایم که نمی توانیم کارهای دشوار را انجام دهیم یا به اهداف خود برسیم .بنا براین برای رسیدن به اهداف باید نگرش خود را تغییر داده و ابتدا در ذهن خود (یعنی به طور مجازی) موفق به رسیدن آن هدف شویم وسپس به دنبال رسیدن به ان هدف در شرایط حقیقی باشیم.
۲ـ اهداف ما اهداف واقعی ما یا همان اشتیاق های سوزان نمی باشند:
تعدادی از ما نیز در قسمت اول مشکلي نداریم یعنی این باور در ما ایجاد شده است که ما می توانیم ولی به دلیل این که اهداف انتخاب شده سطحی هستند و اشتیاق های سوزان نمی باشند نمی توانیم به آن هدف برسیم چون حاضر نیستیم برای آن تلاش کنیم و وقت بگذاریم و از استراحت خود بگذریم.
۳ـ برای رسیدن به هدف فکر نمی کنیم تا راه مناسب را بیابیم:
همانطور که می دانید برای رسیدن به هدف باید از مراحل خاصی عبور کرد یعنی رسیدن به هدف نیازمند پشت سر گذاشتن راهی مناسب است که به هدف ما منتهی می شود بنابراین برای انتخاب راه باید دقت کافی داشت و در مورد آن به اندازه کافی فکر کرد وسپس آن را انتخاب نمود. همچنین مسایل ومشکلات آن راه باید بررسی شده و راه کار هایی برای آن ها اندیشیده شود.
۴ـ پشتکار کافی نداریم و فکر می کنیم که باید آن را به آسانی به دست آوریم:
برای رسیدن به یک اشتیاق سوزان باید مانند یک جنگجو مبارزه کنیم و از سختی ها نیز هراسی نداشته باشیم . باید هر بار که شکست خوردیم بار دیگر با قوت بیشتر به سوی هدف خود حرکت کنیم.
۵ـ به اندازه کافی صبر نداریم:
رسیدن به اهداف نیازمند صبر می باشد و بنا براین باید صبور و با حوصله باشیم گاهی اوقات ممکن است در چند قدمی رسیدن به هدف آن را از دست بدهیم.
دوستان گرامی : فیلم پاپیون فیلمی است که در زمینه هدف و تعهد به آن می باشد پیشنهاد مي شود آن را مشاهده کنید.
افراد موفق بسیاری معتقدند که تنها دلیل موفقیت آنها این بوده است که به خود اجازه دادند تا شکست بخورند. حقیقت این مسئله زمانی مشخص می شود که در زندگی بسیاری از تاجران موفق جستجو کنیم. خواهیم دید که در راه رسیدن با اهدافشان، چطور بارها و بارها شکست خورده اند تا اینکه به موفقیت دست یافته اند.
اگر كوهي روبرويم قرار گيرد در نمي مانم چنان مي كوشم كه از آن بالا روم يا راهي در درونش بيابم يا از زير آن تونلي مي زنم يا تنها مي ايستم و با ياري خدا به معدني از طلا تبديلش مي كنم
می کند ترس (ترس از شکست) است. ترس از تغییرات
همواره مانع از پیشرفت انسان شده است. حتماً شما
این جمله معروف را شنیده اید "اگر نمی ترسیدی چه
میکردی؟" که اغلب اینگونه به این سئوال پاسخ می
دهند «به جلو حرکت می کردم(به سوی موفقیت)».
به همین دلیل است که عده اندکی به دلیل اختراع و یا کشف چیزی و یا موفقیت در کاری معروف شده اند. شجاعت، جسارت و پشتکار آنها، باعث شد تا به موفقیت دست یابند نه نامشان و یا موقعیت اجتماعیشان. آنها به موقع تغییرات را پذیرفتند و هرگز از شکست نترسیدند.
روزی با دوستم در مورد پشتکار و موفقیت در کار صحبت می کردیم من از ادیسون گفتم. به او گفتم:«ادیسون دوهزار نوع فلز و آلیاژ را مورد آزمایش قرار داد تا بالاخره موفق شد لامپ را بسازد.» می خواهید بدانید او چه جوابی داد او گفت: «او ادیسون بود.»
ادیسون فقط به یک دلیل موفق شد "او خود را باور داشت".
برای تغییرات در زندگی ابتدا باید خود را تغییر دهیم:
1-شیوه تفکر خود را عوض کنیم.
2-رفتار خود را تغییر دهیم.
3-شیوه زندگی خود را تغییر دهیم.
برخی از عادات و رفتارهای شخصی خود را تغییر دهیم. مثلاً مصرف سیگار و یا الکل خود را ترک کنیم. سر ساعت در محل کار و قرارها حاضر شویم.
اما چگونه این اعمال را انجام دهیم:
الف- اندیشه و تفکر مثبت داشته باشیم.(با تمرین وتکرار مثبت اندیشی را فرا بگیریم.)
ب- مسیر سرنوشت خود را مشخص کنیم. باید بدانیم که با هر اقدامی هر چند کوچک بخشی از زندگی ما ساخته می شود.
برای رسیدن به موفقیت چهار عنصر لازم است:
1-مشخص بودن سر آغاز مسیر (بدانیم چه می خواهیم)
2-عمل (حرکت، دست به کار شوید)
3-مبارزه با عکس العمل های منفی
4-نتیجه (نتایج کارهای خود را زیر نظر بگیرید)
همواره این سئوالات را از خود بپرسید و به آنها با دقت پاسخ دهید:
1-می خواهید زندگیتان چگونه باشد؟
2-می خواهید چه آینده ای برایتان رقم بخورد؟
3-می خواهید مقصدتان کجا باشد؟
پس برای اینکه زندگی مان تغییر کند لازم است بدانیم :
1-باید چه باورهایی داشته باشیم.
2-چگونه فکرکنیم.
3-هر روز چه اعمالی انجام دهیم. (برنامه ریزی)
« زمان طراحی بیست سال آینده همین الان است نه بیست سال آینده.»
دوستان بدانید موفقیت ما در گرو دو اصل است:
الف- واقعاً بخواهیم که زندگیمان تغییر کند.
ب- خود را در قبال وظایفی که داریم مسئول بدانیم.
اغلب مردم نمی دانند چه می خواهند اما بدتر از آنها کسانی هستند که می دانند چه می خواهند ولی در جهت رسیدن به آن تلاشی نمی کنند. آنها می نشینند و امیدوارند روزی به آرزوهای خود برسند.
آن « روزی » همین امروز است همین حالاست.
تنها افرادی که شجاعت وجسارت بالایی دارند به موفقیت می رسند. هرگز از شکست نترسید.
« افراد موفق اغلب افرادی هستند که شکست می خورند اما از هر شکستی برای خود پله ای برای صعود و رسیدن به موفقیت می سازند.»
كساني وجـود دارنـد كـه مـعـتـقدند اگر هر فردي از فلسفه زندگي شخصي خود پيروي كند كارخطرناكي نموده است.مــمكن است ديگران به شما به چشم يك فرد مـغرور و يـا بيش از حد مقيد به اخلاق بنگرند. از طرف ديگر نگاه كنـيد كـه چـگونه هـر فـرد نـامـدار و يـا نـه چندان مشـهور تـلاش مي كند كه به شما روش زندگي كردن را تحميل كند.
به هر صورت من تصور ميكنم نكات زير شما را در پيشبـرد زندگيتان ياري خواهند نمود:
1- بهتر است بدنبال صلح و آرامش باشيم تا دنبال عدالت: مـن اين نكته را در اكثر عرصه هاي زندگي خود بكار برده ام و نتايج خوبي نيز گرفته ام.
2- زندگي يك سفر مي باشد نه يك مقصد: تا زمانيـكه شما دقـيقا مفهوم اين نكته را متوجه نشده باشيد ممكن است زندگي يتان را شتابان در جستجوي يك خط پايان كــه وجود خارجي ندارد سپري كنيد. آهسته تر گام برداريد و به نكته 3 عمل كنيد.
3- وقت را غنيمت بشماريد: بـهتـر اسـت كـه افـسـوس كارهايي كه انجام داده ايم را بخوريم بجاي آنكه تا آخر عمر افسوس كارهاي انجام نداده را. بسيار خوب بنابراين زمان حال را به سادگي براي موضوعات بي اهميت هدر ندهيد.
4- اجازه ندهيد آدمهاي پست شما رازير پاي خود خورد كنند: مـردم همـيـشـه در تلاش هستند شما را ناراحت و تحقير كـنـنـد. تـنـها بـه آن دليـل كـه عـقيده يك فرد براي ديـگران حـائـز اهــميت مي باشد، به مفهوم آن نيست كه حـق با آن فـرد اسـت. شـايـد بسياري از مردم از سخناني كه شما به زبان مي آوريد، كارهايي كه انجام مـيدهيد و يا آنكه چگونه مقابل ديگران ظاهر مي گرديد، خوشـشان نيايد اما خـيـلي هـاي ديگر آن را مي پسندند. زياد به عقايد ديگران نسبت به خودتان حساس نباشيد.
5- بپذيريد كه جهان بي عيب و نقص و كامل نيست: تنها به شما ميگويـم كه بهتر است از آن بگذريد, جهان كامل نيست. بنابراين آنقدر نسبت به مسائل دنيوي كــمالگرا نباشيد.
6- عقيده يك فرد تنها متعلق به يك فرد مي باشد: پـذيرش ايــن نـكتــه در زنـدگي اندكي دشوار بنظر مي رسد امـا پيروي از آن بسيار سود مند ميباشد. پژوهشـها بيانگر آن است كه انسانها بطور كلي تمايل دارند تنها عقايد مثـبت در رابـطه با خودشان را به خاطر بسپارند و نقاط منفي را فراموش كنند. بنابرايـن زياد به عقـيـده مثبت و يا منفي يك فرد نسبت به خودتان اهميت ندهيد.
7- زندگي كنيد و اجازه دهيد ديگران نيز زندگي خودشان را بكنند: لـزومـي نــدارد شما از ديگران نـفـرت داشـتـه باشيد. اگر انرژي خود را صرف آن كنيد كه از ديگران متنفر باشيد، كارتان تمام است ( ديگر انرژي براي انجام كارهاي مثبت نخواهيد داشت). افـراد بسياري در جهان وجود داشته اند كه تلاش ميكردند تنوع و تفاوتها را محدود گـردانند اما ناكام مانده اند. بنابراین چرا شما خود را بزحمت مي اندازيد؟ زندگي خود را بـكنـيـد و اجازه دهيد ديگران نيز زندگي خود را بكنند.
8- شما تنها داراي يك جسم و چهره ميباشيد: مي خــواهيد آنها را دوست داشته باشيد و يا از آنها بيزار باشيد. تا آخر عمر متعلق به شما خواهند بود.
9- ديگران آيينه شما ميباشند: نميتوانيد عاشق و يا متنفر خصيصه اي در فردی باشيد مگر آنكه عاشق و يا متنفر آن خصيصه در وجود خودتان باشيد.
10- زندگي دقيقا همان چيزي ميباشد كه شما مي انديشيد: شـما تـمـام ابـزار و منابع ضروري را در اختيار داريد. آن كه چگونه از آنها استفاده ميكنيد به خودتان بستگي خواهد داشت.
11- هيچ جايي بهتراز آنجايي كه هستيد، نمي باشد: و يا آنـكه مـرغ همسايه غاز نيست.
12- درزندگي چيزي بعنوان شكست وجود ندارد , تـنها آموختن است كه وجود دارد: رشد فردي فرايند آزمون و خطا مي باشد. تنها يك آزمايش است. شما در مدرسه تمام وقتي موسوم به "زندگي" ثبت نام شده ايد و هـمـواره در حـال آمـوزش و يـادگيري مي باشيد. اين درسها تا زماني كه آموخته نگردند براي شمـا به اشـكـال مخـتلف تكرار خواهند شد. فرايند آموزش پاياني ندارد.
13- تلويزيون دنياي واقعي را نمايش نمي دهد: در زنـدگـي واقـعـي مـردم مـجـبـور مي باشند كافي شاپ ها را ترك كرده و به سر كار خود روند.
افرادي كه در زندگي، موفقيت هاي درخشاني به دست آورده اند، معتقدند كه همه چيز در جهان به كام آنهاست و به هيچ وجه به عدم امكان كاري نمي انديشند. اين گونه افراد، مصيبت ها و مشكل ها را به سكوي پرشي در جهت اهداف خود تبديل مي كنند و معتقدند همه چيز براي كسب موفقيت در اختيار آنهاست و بر اساس چنين عقيده اي از تمام مشكل ها در جهت اهداف خود بهره برداري مي كنند.
تفاوتي كه بين موفقيت و شكست وجود دارد، در نگرش افراد است. در فرهنگ نامه ي افراد موفق، واژه «عدم موفقيت» وجود ندارد و به جاي آن، لغت «نتيجه» قرار گرفته است. زيرا اين گونه اشخاص به شكست معتقد نيستند و آن را به حساب نمي آورند. بسياري از افراد در تلاش اوليه براي كسب هدف، وقتي موفق نمي شوند، خود را شكست خورده مي پندارند. در صورتي كه از نظر افراد موفق، به دست آوردن نتيجه هاي جديد، به هدف خود نزديك تر مي شوند. چند لحظه فكر كنيد و بگوييد كه امروز نسبت به ديروز چه امتيازاتي را به دست آورده ايد؟
پاسخ به اين سوال به جز «تجربه» چيز ديگري نيست. افرادي كه از شكست در هراسند، از قبل در ذهن خود پذيرفته اند كه كارها ممكن است در جهت موفقيت شان نباشد و اين ايده، آنان را در تلاش زياد براي نيل به اهداف و آرزوهايشان باز مي دارد. آيا شما از شكست مي ترسيد؟ درباره ي آموخته ها و كسب تجربه هاي خود چه فكر مي كنيد؟ شما هم مي توانيد از تمام تجربه هاي ديگران استفاده كنيد و در كارهايتان موفق شويد.
در زير شرح احوال و ماجراي زندگي انسان هاي بزرگ را بخوانيد تا دريابيد چگونه هر يك از اين افراد، بارها و بارها مي توانستند در برابر موانع و مشكل ها سر خم كنند. كار ديگري هم مي توانيد بكنيد، از خاستگاه اجتماعي ليدرهايتان يا هر كسي كه به نظر شما در واقع در زندگي اش موفق است، اطلاع پيدا كنيد. وقتي همه چيز را در مورد او فهميديد، متوجه مي شويد كه چگونه بر دشواري ها و موانع بزرگ فايق آمده اند.
امكان ندارد بدون مخالفت ها، مشكل ها و موانع، به موفقيت هاي بزرگ دست پيدا كنيم. ولي امكان آن وجود دارد كه از موانع براي پيشبرد اهداف خود استفاده كنيم.
بياييد ببينيم چگونه:
«سر رالف رمزي» مربي فوتبال انگلستان پس از پايان مسابقه تيم هاي ملي كشور خود و آلمان، جمله ي زيبايي بر زبان آورد كه شنيدني است. داستان از اين قرار است:
بازيكنان تيم فوتبال انگلستان پس از باخت در برابر حريف با خشم تماشاچيان انگليسي مواجه مي شوند و بسيار عصباني و ناراحت به رختكن مي روند، در حال عوض كردن لباس هاي خود، همديگر را سرزنش مي كنند. هر كس سعي مي كند تقصير را بر گردن ديگري بيندازد و خود را تبرئه كند. سر انجام دعوا بالا مي گيرد و فضا چنان متشنج مي شود كه ناگهان سر رالف با صداي بلند و با وقار و خونسردي خاص خود مي گويد:
«انچه در ميدان بازي اتفاق افتاد، به تاريخ سپرده شد، اما آنچه باقي مانده، تنها تجربه اي است كه از اين بازي كسب كرده ايم.»
با اين گفته ي رمزي همه ساكت مي شوند، چهره ها رنگ ديگري به خود مي گيرند و حال و هواي تازه اي بر فضاي سالن رختكن حكم فرما مي شود.
در يكي از مهماني هاي بزرگ پاريس، ژنرالي حضور داشت كه 28 مدال روي سينه اش نصب شده بود، خانمي زيبا و موقر جلو آمد و پس از تعارف هاي اوليه گفت: «ژنرال! آيا شما پيروزي هاي متعددي داشته ايد كه صاحب اين همه مدال شده ايد؟»
ژنرال با فروتني پاسخ داد: «با جرات مي توانم بگويم كه به همين اندازه نيز شكست داشته ام.»
حال سرگذشت شخص بزرگي را برايتان تعريف مي كنم كه پايداري او در كسب هدف موجب عبرت همگان است: «آبراهام لينكلن» فرزند خانواده فقيري بود كه پس از سالها رنج و مرارت از دانشكده حقوق فارغ التحصيل شد. ابتدا وكيل موفقي نبود، پس وكالت را كنار گذاشت و به طرف تجارت رفت و در اين كار هم نشان داد استعداد ندارد، سراغ سياست رفت و در سي و دو سالگي در انتخابات مجلس شركت كرد، اما شكست خورد و در سي و چهار سالگي بار ديگر ورشكسته شد و در سي و پنج سالگي همسرش را در اثر مرگ ناگهاني از دست داد و سال بعد به بيماري عصبي مبتلا شد. در سنين چهل و سه، چهل و شش و چهل و هشت سالگي خود را نامزد كنگره كرد، باز هم شكست خورد! در پنجاه و شش سالگي با وجود تلاش زياد براي رسيدن به معاونت رياست جمهوري، در اين مبارزه نيز مغلوب شد! در سن پنجاه و هشت سالگي در انتخابات سناتوري ناكام ماند و سر انجام در سن شصت سالگي در انتخابات رياست جمهوري شركت كرد و اين بار قاطعانه موفق شد رئيس جمهور ايالات متحده امريكا گردد و يكي از بهترين و بزرگترين انها.
پس در حقيقت شكست وجود ندارد و آنچه مشاهده مي شود نتيجه است.
ادوین بارنس اشتیاقی سوزان داشت که می خواست شریک تجاری ادیسون بشود .
یکی از ویژگی های بزرگ اشتیاق بارنس این بود که او هدفی مشخص و قطعی داشت . او خیلی ساده می خواست با ادیسون اما نه برای او , کار کند .
وقتی این اشتیاق یا اندیشه به ذهنش رسید هرگز در شرایطی نبود که نسبت به آن کاری صورت دهد . او دو مشکل بزرگ سرراه خود داشت , نخست آنکه ادیسون را نمی شناخت و دوم آنکه به قدر کافی پول نداشت که با قطار به شهر ارنج نیوجرسی برود .
این مشکلات کافی بودند که بسیاری از اشخاص را دلسرد کند و از صرافت بیندازد , اما اشتیاق بارنس هرگز عادی نبود .
او در آزمایشگاه ادیسون خود را به مخترع بزرگ معرفی کرد . گفت آمده تا با او روابط تجاری داشته باشد . آقای ادیسون سالها بعد , از نخستین جلسه ای که با آقای بارنس داشت سخن گفت : «روبروی من ایستاد . مانند بی پولهای معمولی بود اما در چهره اش حالتی بود که از روی آن می خواندی مصمم است به آنچه برای آن به نزد من آمده است برسد . من به استناد سالها تجربه با اشخاص می دانستم وقتی کسی عمیقا می خواهد به خواسته خود برسد مطمئنا به هدفش دست می یابد . من به او فرصت آنچه را می خواست دادم . زیرا در چهره اش خواندم که مصمم است تا برای رسیدن به موفقیت تلاش کند و حوادث بعدی نشان داد که هرگز اشتباه نکرده بودم » .
بارنس در همان جلسه نخست با ادیسون شریک نشد . ادیسون به او فرصتی داد که در ازاء مبلغی ناچیز در دفترش کار کند .
ماهها به همین وضع گذشت . ظاهرا هیچ اتفاقی که بارنس را به هدفش نزدیک تر کند روی نداد . اما در ذهن او اتفاق مهی در جریان بود .
روان شناسان به درستی گفته اند که وقتی کسی به واقع برای چیزی آماده می شود به آن می رسد .
بارنس برای بستن پیمان شراکت با ادیسون آماده بود و از آن گذشته مصمم بود این موقعیت را تا زمانی که به خواسته اش نرسیده حفظ کند .
او هرگز به خود نگفت «خوب چه فایده ای دارد , شاید بهتر باشد نظرم را تغییر دهم و کار فروشندگی را انتخاب کنم» . به جای این جمله او به خود گفت «من به اینجا آمده ام تا با ادیسون شریک شوم و اگر تا آخر عمرم طول بکشد باید به این هدفم برسم» او به راستی برای رسیدن به این خواسته خود پافشاری کرد . به درستی که اگر انسانها پای عقیده خود بایستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت کنند تا خواسته آنها به وسواسی دائمی مبدل گردد چه اتفاقها که نمی افتد .
و سرانجام چون فرصت از راه رسید در جامه مبدل بود و از مسیری خلاف آنچه بارنس پیش بینی کرده بود آمد و بدانید که این یکی از ترفندهای فرصت است . فرصت پشت در حیاط خلوت شما کمین می کند , گاه به صورت بدبیاری ظاهر می شود , گاه شکل شکست موقتی می گیرد . به همین دلیل است که خیلی ها نمی توانند فرصت مناسب را تمیز دهند .
آقای ادیسون دستگاه جدیدی اختراع کرده بود . آن روزها به این وسیله ماشین دیکته ادیسون می گفتند . فروشندگاه ادیسون به این دستگاه بی علاقه بودند و می گفتند به این سادگی نمی توانند آن را بفروشند . اما بارنس در این دستگاه جدید فرصتی مناسب یافت .
جز بارنس و خود مخترع کسی نسبت به این دستگاه نظرخوش نداشت .
بارنس می دانست که می تواند این دستگاه جدید را بفروشد . او موضوع را با ادیسون در میان گذاشت و بی درنگ این فرصت به او داده شد . بارنس دستگاه را فروخت و در واقع چنان فروش موفقیت آمیزی کرد که ادیسون با او قراردادی امضاء کرد و فروش این محصول را در تمام کشور به او واگذار نمود . با این قرار داد بارنس به ثروت رسید , اما سوای ثروت به چیزی به مراتب فراتر دست یافت . او ثابت کرد که :
بیندیشید و ثروتمند شوید , ناپلئون هیل
برندگان تسلیم نمی شوند
هویچ , تخم مرغ و دانه های قهوه .
سه ظرف آب را روی آتش قرار دهید . در ظرف اول مقداری هویچ بریزید , در ظرف دوم
چند تخم مرغ بیندازید و در ظرف سوم چند دانه قهوه که بعدا تبدیل به پودر قهوه خواهند شد , بریزید .
به مدت 15 دقیقه هرسه ظرف را بجوشانید و بعد آنچه را داخل ظرف ها قرار داده اید بردارید .
هویچ ها سفت بودند و حالا نرم شده اند .
تخم مرغ ها نرم بودند و حالا سخت شده اند .
پودر قهوه ناپدید شده اما آب رنگ و بوی شگفت انگیز قهوه را به خود گرفته .
حالا زندگی را تصور کنید .
زندگی همیشه آسان وراحت نیست گاهی اوقات زندگی بسیار مشکل است .
آنچه که ما می خواستیم اتفاق نمی افتد , مردم آنطور که ما تصور می کردیم با ما رفتار نمی کنند , خیلی سخت کار می کنیم اما کمتر نتیجه می گیریم .
چه اتفاقی می افتد وقتی با سختی ها مواجه می شویم ؟
ظرف ها را به خاطر بیاورید . آب در حال جوشیدن مثل مشکلات زندگی است .
ما می توانیم مثل هویچ باشیم , با قدرت و محکم برویم و نرم و ضعیف برگریدم . خیلی خسته , ناامید و وارفته بشویم . و انرژی برای مبارزه بیشتر نداشته باشیم .
مثل هویچ نباشید !!!
ما می توانیم مثل تخم مرغ باشیم . با یک قلب نرم و احساساتی شروع کنیم و نهایتا خیلی سخت و بی احساس بشویم .
از دیگران متنفر باشیم , خودمان را دوست نداشته باشیم و قصی القلب بشویم
مثل تخم مرغ نباشید !!!
می توانیم مثل دانه های قهوه باشیم .
آب پودر قهوه را تغییر نداد , پودر قهوه آب را تغییر داد .
آب به خاطر پودر قهوه تغییر کرد .
می توانیم مثل دانه های قهوه باشیم , از مشکلاتی که با آنها مواجه می شویم چیز خوبی بسازیم . چیزهای جدید یاد می گیریم , دانش جدید , مهارت ها و توانائی های جدیدی داریم . در تجربیات رشد می کنیم . دنیای اطرافمان را بهتر می سازیم .
برای موفقیت , باید تلاش کرد و دوباره تلاش کرد . ما باید به آنچه که انجام می دهیم ایمان داشته باشیم , نباید جابزنیم , باید الگو باشیم .
مشکلات و سختی ها این شانس را به ما می دهند که بهتر و قوی تر بشویم .
وقتی شرایط خوب نیست , کدامیک را می پسندید ؟
مثل هویچ باشید ؟
یا تخم مرغ ؟
یا دانه های قهوه ؟
با تشکر از تاپ لیدر عزیز
|
فاصله ي نداشتن و داشتن فقط يک خواستن موفقيت آن است که پس از آنکه ديگران وا دادند، تو تسليم نشوي. |
|
بدانیم چطور از آنچه داریم استفاده کنیم،هیچ چیز کاملا اشتباه نیست حتی ساعتی که از کار کردن می افتد نیز صحیح است. سنگ های داخل رودخانه می توانند جای پایی برای عبور شما یا مانعی برای گذشتن از آنجا باشد . این نگرش و نوع استفاده شماست که به آنها ارزش می دهد . سیدنی هینس |
2. خداوند از تو نخواهد پرسید زیر بنای خانه ات چند متر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی.
3. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی.
4. خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی.
5. خداوند از تو نخواهد پرسید که عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آن را به بهترین نحو انجام دادی.
6. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی.
7. خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی.
8. خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی.
9. خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
10. خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی؟
منبع : کتاب مردم شناسی نوشته: ویلیامز داجین کو
کیت آموزشی ۲۲۰۰۰ تومان
توضیحات مختصری در مورد کیت آموزشی :
هر فرد به ازای هر جایگاه که خریداری می کند باید یک کیت آموزشی نیز فعال نماید بصورتی که تا زمانیکه جایگاه شما به تعادل ۴ نرسیده، باز است و شما می توانید از آن استفاده نمایید یعنی شما می توانید پاداش یک و یک و استپ اول خود را برداشت نمایید ولی در صورتیکه همچنان بخواهید با آن جایگاه فعالیت کنید باید کیت آموزشی آن جایگاه را فعال نمایید تا دسترسی به پاداش ها برایتان مقدور باشد.
وست ویژن کاشان
آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.
بهترين ها مثبت انديشند
يكي از صفات موفق هاي حقيقي اين است كه هميشه معتقدند امور زندگيتان مي تواند بهتر از اين باشد و همين باور، آنها را به سوي بهترين سرنوشتشان، هدايت كرده و هل مي دهد. اگر معتقديد كه مكه اي وجود دارد و يا اين كه خود را سزاوار و شايسته آن جايگاه ندانيد، نمي توانيد به اوج برسيد.
بهترين ها رويايي در سر دارند
آنها مي توانند افق پي رويشان را ببينند چشمشان روي حال و اينجا قفل نشده. درخشش آينده و رويداد هايي كه معتقدند سرنوشتشان است، آنها را جذب خود مي كند. سخت كوشي امروز، پشتوانه معجزه فرداي زندگيشان است. بهترين ها، همان كاري را انجام مي دهند كه شروع كردن از نتيجه و پايان در ذهن است.
بهترين ها در تمام طول زندگي عادت رشد شخصي خود را حفظ مي كنند
آنها هيچ وقت نمي خواهند در آن سطحي كه هستند باقي بمانند. پيشرفت شغلي، رشد فكري، معنوي، ارتباطي و ... عادت آنهاست و خود را متعهد به آن مي دانند. رشد شخصي، اتفاقي نيست. شما آن را انتخاب مي كنيد. من پيشنهاد مي كنم: اتوموبيلتان را به يك دانشگاه سيار تبديل كنيد و همواره در حين رانندگي به سي دي و يا نواري در زمينه رشد شخصي يا شغلي گوش كنيد. همچنين، بيشتر مطالعه كنيد هميشه اين گفته را به ياد داشته باشيد كه «رهبران اهل مطالعه اند» و اين يكي از دلايل موفقيت بهترين هاست.
بهترين ها مي دانند كه رقابت آنها را به جلو هل ميدهد
شبيه دونده اي پيشتاز، بهترين ها هم مي دانند كه در يك مسابقه شركت دارند و در واقع عاشق اين شرايط هستند، چون رقابت، آنها را از تنبلي محافظت مي كند. در عوض، اين شرايط آنها را با سرعت بيشتري جلو هل داده و موجب دستاوردهاي بيشتري مي شود.
بهترين ها رهبري را نشانه مي روند
آنها مي خواهند پيشرو بوده و تفاوتي ايجاد كنند. تمايل دارند كه براي رساندن ديگران به جايگاهي برتر، به مهارت هاي ضروري مجهز باشند.
بهترين ها بهانه نمي آورند
آنها شكست هايشان را مي پذيرند و حركتي تازه را آغاز مي كنند. اين شجاعت را دارند كه برگردند و كار مورد نظر را به درستي انجام دهند. معتقدند كه اعمالشان از كلمات سخن مي گويد، به خاطر همين، سر افراز در ميدان مسابقه باقي مانده و اشتباهشان را تصحيح مي كنند.
بهترين ها به راحتي فراموش نمي شوند
يكي از مشخصات باور آنها اين است كه زندگي و موفقيت ها را فقط براي خود نمي خواهند، گرچه از پاداش عالي بودنشان، شخصا بهره مند مي شوند.
ترک آرزوهای مفرط بهترین ثروت است.
"تلفن اینترنتی یا به اصطلاح " IP Telephony " (VOIP) از جایی باز تعریف می شود که در صدد هستیم از شبکه های مبتنی بر پروتکل اینترنت (IP) در کاربردهایی چون تلفن استفاده کنیم . از زمانی که امکان انتقال صدا از طریق شبکه های اینترنتی (مبنی برIP ) گسترش یافته است ، موضوع VOIP ، به موضوعی مهم در ارتباطات تبدیل شده است .
این مبحث دو شبکه گوناگون از نظر مقررات و سیاستگذاری را به یکدیگر پیوند داده است :
1 – شبکه تلفن سوئچینگ عمومی
PSTN) "public switched telephon network )که تمامی کشورها به صورت گسترده از آن استفاده میکنند .
2 – شبکه اینترنت که مبتنی بر تکنولوژی سوئچینگ بسته ای است .
امروزه اینترنت و دیگر شبکه های مبتنی بر ip به صورت روز افزون جایگزین شبکه های تلفن سوئچینگ مداری میشوند و با اصلاح شبکه های زیر ساخت و یا استقرار زیر ساخت های جدید ، این روند جایگزینی ، روز به روز ، سرعت بیشتری بخود میگیرد . اینترنت با سرعت زیاد در همه جا استفاده خواهد شد و مردم با یکدیگر به صورت صوتی و تصویری ارتباط برقرار خواهد نمود . رشد بی سابقه اینترنت در سالیان اخیر این نوید را می دهد که بتوان از زیر ساخت موجود به عنوان یک گزینه مطلوب به منظور ارتباطات استفاده کرد .
یکی از سرویسهایی که بر همین اساس متولد شده تلفن اینترنتی یا VOIP می باشد .
VOIP :
Voip برگرفته از voice over internet protocol که با نام ip ( تلفن اینترنتی نیز شناخته میشود ، امکان استفاده از اینترنت به منظور مکالمات تلفنی را فراهم می نماید . در مقابل استفاده از خطوط تلفن سنتی ، voip از فن آوری دیجیتال استفاده می نماید و نیازمند یک اتصال band broad (پهن باند) نظیر DSL است . در واقع، با استفاده از فن آوری voip صدای انسان توسط بسته های اطلاعاتی و از طریق اینترنت ارسال می گردد . voip میتواند به منظور تامین خواسته فوق از سخت افزارهای شتاب دهنده استفاده نماید .
نحوه عملکرد VOIP:
همانگونه که میدانید یک سیگنال را به صورت دیجیتال میتوان در یک مسافت طولانی ارسال نمود . لیکن باید قبل از ارسال سیگنال ، آن را با استفاده از یک مبدل آنالوگ به دیجیتال (ADC) ، دیجیتال کرد که به فن آوری A2D گفت و سپس ارسال و در نقطه پایانی انتقال ، با استفاده از یک مبدل دیجیتال به آنالوگ ( DAC) که به آن نیز فن آوری D2Aمیگویند. دوباره آن را به آنالوگ تبدیل نمود . voip به مانند آنچه اشاره شد کار میکند . در ابتدا ، صدای دیجیتال شده در بسته های اطلاعاتی قرار میگیرد و پس از ارسال در مقصد مجددا" به صوت تبدیل می گردد. لازم به ذکر است با ذخیره اطلاعات به فرمت دیجیتال می توان بر روی آنان کنترل بهتری اعمال نمود ، مثلا" آنان را فشرده ، مسیر آنان را تعیین و یا آنان را به یک فرمت جدید بر پروتکل tcp/ip از بسته های اطلاعاتی ip تشکیل میگردند که شامل یک هدر (جهت کنترل ارتباطات ) و یک pay load به منظور مبادله داده می باشند. به عبارتی فن آوری voip از بسته های اطلاعاتیIPبه منظور حرکت در شبکه و رسیدن به مقصد نهایی استفاده می نماید .
Voic (source) àADC ….. internet …. DAC àvoice (dest)
فن آوری voip را می توان از دو منظر بررسی کرد :
1 – از نظر کاربران : سرویس "voip " امکاناتی را جهت ارائه خدمات صوتی با قیمتی ارزان فراهم میکند . همچنین امکان انتقال انواع داده (دیتا) را نیز مهیا میکند که امکان ارائه آن از طریق شبکه سوئچینگ مداری (تلفن معمولی) وجود ندارد . کاربر در زمان استفاده از خطوط PSTN هر اندازه که بیشتر با تلفن صحبت نماید هزینه بیشتری را باید پرداخت کند. با تلفن نمی توان بطور همزمان با بیش از یک شخص گفتگو کرد ولی در فن آوری voip کافی است که در آن مقطع زمانی سایر افرادی که کاربر می خواهد با آنان گفتگو کند نیز به اینترنت متصل باشند. مکالمه برقرار می شود و تا زمان دلخواه و بدون هزینه می توانند با یکدیگر به گفتگو بپردازند . در برخی خطوط پر سرعت نیز علاوه بر آن می توان همزمان با چندین نفر در یک زمان به گفتگو پرداخت .
2 – از نظر صنعت :
مزیت اصلی فن آوری voip همگرا کردن سرویس های مختلف و ارائه همزمان خدمات گوناگون و همچنین ، تعریف سرویس های جدید برای کاربران است . به این ترتیب ، فعالان عرصه ارائه خدمات ارتباطی ، میتوانند با سرمایه گذاری کم و مخارج عملیاتی پایین ، طیف وسیعی از سرویس را در اختیار کاربران قرار دهند.
لازم به ذکر است دستگاههای voip شرکت بنابر نیاز معرف کننده 2port و 1 port می باشند یعنی قابلیت اتصال یک خط و دو خط را دارا می باشند.
کالایی منحصر به فرد در بازاری تشنه ...
تهیه و تنظیم:
مهندس اسماعیلی